تبليغاتX
آرامش طوفانی

ميگم: چرا تهران دنبال کار نرفتي؟

ميگه : از تهران خسته شدم

ميگم: مثل من؛ منم از اصفهان خسته شدم

ميگه: با مردمش مشکل دارم، انگار همشون دروغ ميگن و زير آب ميزنند

ميگم: خب آره، سادگي و صداقت ما شهرستاني ها توشون کم پيدا ميشه

تقريباً مشکل قريب به اتفاق بچه هاي شهرستاني که ميان شهرهاي بزرگ، بعد از فارغ التحصيلي برگشت به شهر خود هست، تو اوج شکل گيري شخصيتت تقريباً به اجبار وارد شهري ميشي که نه با فرهنگش آشنايي خاصي نداري و نه با هزاران مسئله ديگه، بعضي از چيزها آزرده ات ميکنه ، بعضي از چيزها برات حيرت انگيز ميشه و بعضي چيزها برات مايه شادي

ولي در مجموع شخصيتت تحت تاثير اون شهر و فرهنگ مردمش قرار ميگيره، ۴ سال ليسانس به کنار وقتي دو سال فوق و بعضاً ۴ سال دکترا مياد روش، ديگه اينقدر از شهرت و مردمش فاصله ميگيري که وقتي بين دو ترم يا تعطيلات ميري انگار نه انگار بچگيت تو اين شهر گذشته، پوست و گوشتت با اين شهر آميخته شده است و باز هم اون ايده آل نگري جووني مياد سراغت و هزاران آرزو که در پس ذهنت هست شروع به چشمک زني مي کنند و موندگار ميشي و بعضا نه بدون هيچ انگيزه اي برميگردي و مي گي هر چه پيش آيد خوش آيد.

******

يکي از دوستان پيشنهاد خوندن کتاب سهم من رو بهم داد ، گفت بخون شايد نظرت راجع به بعضي چيزها تغيير کنه ، اسمش برام آشنا بود ولي باز هم پيشنهادش رو رد نکردم و دانلود کردم و خوندم کتابيه که به جرات ميگم نويسنده اش تقريبا يه جامعه شناس بوده ، ادم اينقدر خوب عقيده ها رو رو کاغذ بياره خودش خيليه و بعد مي انديشم که

دوست داشتن زيباست و بستگي داره کي رو چجوري دوست داشته باشي، بعضي وقتها دو نفر همديگه رو دوست دارند ولي خب ميدونند به دلايلي نميشه هميشه با هم باشند سعي ميکنند از اون لحظات نهايت استفاده رو بکنند

 بعضي وقتها نه يکي قول ميده تا اخر عمر باهات باشه و تنهات نذاره، اگه هم خواست تنهات بذاره با دليل و توضيح باشه ولي وقتي که تصميم ميگيره بره و يه توضيح مسخره اي مياره که خودش ميدونه به هيچ وجه برات قانع کننده نيست در حقيقت فرار رو بر قرار ترجيح ميده تو اين دوست داشتن ها لحظه هاي قهر و آشتي خيلي پيش مياد و وقتي ديگه طرف رفت تو و مي موني و يه سري چيزها که بعضاً اذيتت ميکنه

در اين ميان بودن کسي که ميدوني به خاطر خودت دوستت داره و وجودت انقدر براش ارزش داره که به خودش اجازه نميده جوري رفتار کنه که اسيرش بشي، برات ارزشمند ميشه و مي فهمي که واقعاً کي ارزش دوست داشتن رو داره و بودنش مايه آرامشت هست و تو تمام سعيت رو ميکني که از لحظه هاي بودنش کمال استفاده رو بکني و بعدها از خودت ناراضي نباشي

*******

فردا قراره بابام عمل بشه، البته عمل ساده اي هست، و من مثل هميشه که از اتفاقات خونه دورم تازه دو روز پيش فهميدم، دوست داشتم باشم با اينکه خواهرام و برادرم کنارشون هستند ولي خب هر گلي بوي خاص خودش رو داره، مخصوصاً من که هميشه يه جور ديگه مورد توجه مامان و بابام بودم، شايد چون از اول حساس بودم و تودار و همه چي رو تو خودم جمع ميکردم و تا يه چيزي مي گفتند ميزدم زير گريه، بعضي وقتها فکر ميکنم شايد به همين دليل هستش که از وقتي وارد دانشگاه با انواع و اقسام اتفاقات مواجه شدم تا پخته و ابديده بشم تا به يه جايي برسم که بدونم مشکلم رو چجوري با خودم حل و فصل کنم که تو دلم جمع نشه و هر چند وقت يک بار دچار افسردگي هاي چند روزه نشم ، و همين ها امتحان شدن ها و صبور بودن ها باعث بشه ، با شنيدن خبري که شايد اگه اون موقع ها ميشنيدم ضربه روحي سختي ميخوردم، ناراحتيم کم باشه و ناخودآگاه ته دلم يه شادي خاصي احساس کنم که من هر چي بود از اين امتحان سربلند بيرون اومدم ، انقدر پخته شدم که ديگه افسار احساساتم دست خودم باشه ، اشک ريختن هام به موقع باشه و تنها سر سجاده و موقعيت هاي خاص ، درد دل کردنام با خدا باشه و با بعضي از بنده هاي خوبش که ميدونم وجودم براشون مهم

و همه اينها باعث ميشه شکر کنم خداي مهربانم رو به خاطر خيلي از چيزها که دور و برم بوده و من تازگي ها چشمم به جمالشون روشن شده

اين پست طولاني شد ، يه سري حرفهاي نگفته بود دوست داشتم زده بشه، احتمالا تا يه ماه اينجا آپ نخواهد شد

پ.ن.۱. ميلاد پيامبر نور و مهرباني مبارک باد

پ.ن.۲. عيدتون پيشاپيش مبارک باشه ايشالله سال خوبي در انتظار همگي باشه،

پ.ن.۳. دعا يادتون نره مثل هميشه

پ.ن.۴. بعضي از بخش هاي اين پست صرفا براي تشکر از چند نفر خاص که اين روزها همراهم بودند و مايه آرامشم نگاشته شده و هيچ ارزش ديگري براي ديگران ندارد

 

    جمعه بیست و سوم اسفند 1387 21:22

هر چند وقت يه بار گذاري به گذشته و مرور افكار و نظرات اون موقع با زمان حال آدم به نظر من خوبه حداقل آدم تغييرات فكري و روحي خودش رو درك ميكنه و بهتر ميتونه خودش رو بشناسه

از وقتي خودم رو شناختم يه دختر تودارِ آروم كه از ديوار صدا در مي اومد و از من نه، حتي روم نميشد به بابا و مامانم بگم چي لازم دارم چه برسه ديگه در مورد احساسات و عاطفه بخوام باهاشون صحبت كنم

وارد دانشگاه كه شدم و مخصوصاً خوابگاه، اوايل بدتر از خونه شده بودم، همه چي رو تو خودم جمع ميكردم و انقدر جمع ميشد كه با يه تلنگر بغضم مي شكست و حالا بيا و منو آروم كن

از بين هم اتاقي هام، با يكيشون راحت تر بودم و اونم با من راحت، تقريباً هيچ موردي كه از هم پنهون كنيم نداشتيم ، و الان تنها كسي از بين دوستان كارشناسي كه باهاش ارتباط مداوم دارم همين هم اتافيم هستش، با هم صميمي بوديم و راحت حرف دلمون رو بهمديگه ميزديم و حتي اولين هاي احساس هاي دوست داشتني كه تجربه كرديم رو هم فقط دوتاييمون ميدونيم و خدا و بس

سعي كردم تو خوابگاه خودمو تغيير بدم ، ابراز احساسات رو ياد بگيرم و بعد چند مدت ميديدم چقدر همه تعجب ميكنند وفتي به يكي ميگم عزيزم، مهسا هميشه ميگفت اين عزيزم هايي كه ميگه رو قدر بدونيد ها ، پرين به هر كسي عزيزم نميگه

انقدر رو خودم كار كردم تا تونستم يه كم ابراز احساسات بلد بشم و شدم هم ولي خب تا اون حد نرمال و ايده آل هنوز فاصله دارم

حالا دختر اروم خانواده شده دختر شيطوني كه حتي سربه سر باباش هم ميذاره و نگاههاي متعجب اونها دور از چشمش نميمونه

از نظر عقلاني هم بزرگ شدم ، حتي نسبت به اواخر دوره كارشناسي، بارزترين موردش قضيه كار كردن بيرون از خونه است كه نظرم زمين تا آسمون فرق كرد ، اواخر كارشناسي مي گفتم الا و بلا من ميخوام برم سر كار و براي چي درس خوندم و چيه ادم بشينه تو خونه و نميدونم اين حرفها، الان ميدونين چي ميگم ،ميگم خدا لعنت كنه اون كسي رو كه گفت زن بياد اجتماعي بشه و بره سر كار

شايد به اين دليل كه حالتي مثل سركار رفتن رو تجربه كردم، صبح ساعت ۶ بري بيرون و عصر ساعت ۷ يا ۸ برگردي و مثل جنازه فقط بخواي بخوابي و كاري به ديگران نداشته باشي، و حالا هر كي كه مي پرسه ميخواي دكترا بخوني يا بري سركار

ميگم بدونيد كه من بايد همسرم دكترا داشته باشه كه برم من دكترا بخونم، كار هم پيدا شد و سبك بوديم ميريم نبود هم نميريم آيه نيومده كه و همه اينجوري  و من ميگم چيه خب هر كي درس خوند بايد بره سركار ، من ميخوام مامان خوبي براي بچه هام باشم و ميگن با كارشناسي هم مي تونستي مادر خوبي باشي و ميگم نه فرق ميكنه و واقعا خودم ميدونم چي فرق ميكنه

غرض از همه اين صغري و كبري چيدن ها اين بود كه ديدگاه ادم طي زمان خيلي فرق ميكنه

و حتي ارتباط با يكي از طريق گفتاري يا نوشتاري و هر دو هم باعث ميشه ادم ديدگاههاي مختلفي راجع بهش داشته باشه

و حتي ديدگاه راجع به وبلاگ هم فرق ميكنه

اوايل دوست داشتم خواننده ها و دوستاي پايه ام زياد باشه ولي الان برام فرقي نميكنه اين وبلاگ شده دوست صميمي و همنشين هميشگيم جايي كه هر چي دلم خواست ميتونم بنويسم و كسي هم نگه چرا و چگونه و اما و اگر

راما جوني فعلا حس و حال داستانك نيست يعني مخم كار نميكنه بعد وقتي كار كرد چشم ميام مي نويسم

ديگه همين

راستي نمره ام گرفتم بد نشده ولي خب در كل نسبت به كلاس بد شده اونم به دليل لج بودن استاد داور با استاد راهنمام بود ، بي خيال مهم اينه كه تموم شد

    یکشنبه هجدهم اسفند 1387 20:44

هنوز باورم نشده که دفاع کردم و حاصل کار ۲ ساله ام رو گذاشتم زمين ، درسته هنوز کامل تموم نشده و هنوز هم نمره ام رو ندادند ولي بازم يه باري از دوشم برداشته شد و من شدم مثل اين دخترک تو عکس که دارم به از اين به بعد فکر ميکنم .

هنوز هيچي نشده تمام سيستم بدنم بهم ريخته، ديروز انقدر حالم بد بود که نمي تونستم سرپا وايستم، نايي تو تنم نمونده بود و امروز به اين کشف مهم دست يافتم که اون بي حالي ديروز که خودم اسمش رو گذاشته بودم" افسردگي بعد از دفاع "شايد به قرص پروپونانوآلي که خوردم ربط پيدا کنه.

ميگفتن ادمها دوست دارند تو بهترين ساعت زندگيشون و خوشيشون خانواده شون و عزيزاشون کنارشون باشه اون موقع ها مي گفتم برو بابا، آدم دل خودش خوش باشه، مهم نيست ولي وقتي از جلسه دفاع خصوصي اومدم بيرون و فقط هم اتاقي ام رو ديدم که پشت در وايستاده و منتظره و بقيه دوستان و همکلاسي ها همه رفتند سراغ کار خودشون تازه با اين واقعيت مواجه شدم که بله بازم به هم اتاقي

يا وقتي بعدش که دوست داشتم کلي حرف بزنم و کلي تعريف کردني داشتم هيشکي نبود تا براش حرف بزنم و همه حرفام رو تو خودم دفن کردم تازه معني مخالفت مامانم رو فهميدم که چرا هميشه ميگفت نميخوام تو غربت زندگي کنم.

يا الان که دوست دارم چند روزي تو حال و هواي خودم باشم برم بگردم لذت ببرم از دور و برم کسي نيست که باهاش برم و حوصله شم ندارم تازه کمبود وجود کسي رو تو زندگيم حس ميکنم که تکيه گاهم باشه، حداقل تو ۹۰ درصد مواقعي که ميخوام در دسترس باشه، وجودش بهم آرامش بده

و خيلي چيزهاي ديگه و دردهاي ديگه که از اين به بعد تازه بايد باهاش سرو کله بزنم

 

    پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 21:27

 

 

بالاخره تموم شد

خداروشکر

 

    سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 16:2

 

هر چند وقت يک بار سري به کتاب هاي کتابخونه ام ميزنم و  کتابي که هميشه بيشتر توجهم رو به خودش جلب کرده " گريه هاي امپراتور" فاضل نظري هستش.

بعضي که شايد بي انصافي باشه همه شعرهاش به دلم مي شينه

امشب اين شعر با دل و روحم تطابقي عجيب داشت

عشق تا بر "دل" بيچاره فروريختني است

دل اگر کوه! به يک باره فروريختني است

خشت بر خشت براي چه به هم بگذارم

من که ميدانم ديواره فروريختني است

آسماني شدن از خاک بريدن مي خواست

بي سبب نيست که فواره فروريختني است

از زليخاي درونت بگريز اي يوسف

شرم اين پيرهن پاره فروريختني است

هنر آن است که عکس تو بيفتد در ماه

ماه در آب که همواره فروريختني است

 

پ.ن.۱: من نميدونم انجمن اسلامي دانشگاه ما يه جوريه يا همه جا اينجوريه، امروز يه اطلاعيه چاپ کرده در مقام عقل و تفکر و اينکه آقاي شبستري يک نامور ديني هستش، نميدونم چي بگم به قول يه عزيزي اين مسائل بايد هر چند وقت يه بار پيش بياد تا به خودمون بيايم ببينيم کدوم وري هستيم

پ.ن.۲: هر چي سرچ کردم عکس از کتاب پيدا نکردم خودم هنر به خرج دادم مثلا

پ.ن.۳: اينم نقد کتاب گريه هاي امپراتور دوست داشتين بخونين

پ.ن.۴: نميدونم

بعدا نوشت

پ.ن.۳: چه دوست داشته باشين چه نداشته باشين نميتونيد بخونيد باز نميشه

بعدشم يه سر به اينجا بزنيد

بعدا بعدا نوشت

دفاعم شد سه شنبه ۱۳ اسفند ساعت ۸ صبح میشه برام دعا کنید

 

    شنبه دهم اسفند 1387 20:29
 

 

سرتان درد مي کند؟ ماهي بخورید.

ماهي زياد مصرف کنيد. روغن ماهي به پيش گيري از سردرد کمك مي کند. زنجبيل هم با کاهش التهاب و درد عملكرد مشابهي دارد.

تب داريد؟ ماست ميل کنيد.

قبل از شروع فصل گرده افشاني ماست زياد مصرف کنيد. همچنين بطور روزانه از عسل محلي منطقه خود ميل کنيد.

براي جلوگيري از سكته: چاي بنوشيد.

با مصرف مرتب چاي از رسوب چربي بر روي ديواره شريان ها جلوگيري کنيد.

 (در مورد خودم چاي اثر خوبي براي کاهش اشتها داشته و مانع اضافه وزن شده است.... چاي سبز براي سيستم ايمني فوق العاده است)!

بيخوابي داريد؟ عسل بخوريد.

از عسل بعنوان داروي مسكن و آرام بخش استفاده کنيد

دچار آسم هستيد؟ پياز بخوريد.

 مصرف پیاز التهاب نایژک ها را از بین می برد(وقتي بچه بودم مادرم بسته پياز درست مي کرد تا روي قفسه سينه ما بگذارد. براي درمان بيماري هاي تنفسي خوب بود و کمك مي کرد بهتر نفس بكشيم.)

از ورم مفاصل رنج مي بريد؟ باز هم ماهي ميل کنيد.

ماهی قزل آلا ، تون، خال مخالی و سازدین از ورم مفاصل جلوگیری می کند(ماهي سرشار از روغن هاي امگاست که براي سيستم ايمني فوق العاده است.)

دل بهم خوردگي داريد؟ موز و زنجبيل.

موز به معده ای که اذیت شده کمک می کند.زنجبيل حالت تهوع صبحگاهي و دل آشوب را درمان مي کند.

اگر عفونت مثانه داريد؟ آب قره قاط ( زرشک ؟ ) بنوشيد.

آب قره قاط سرشار از اسيد مي باشد که باکتري هاي مضر را کنترل مي کند.

دچار مشكلات استخوان هستيد؟ آناناس ميل کنيد.

شکستگی و پوکی استخوان با کمک منگنز مجود در آناناس قابل پیشگیری است .

از سندرم پيش از قاعدگي رنج مي بريد؟ ذرت بوداده ميل کنيد.

خانمها مي توانند با صرف ذرت بوداده که به کاهش افسردگي، نگراني و خستگي که از عوارض PMS

مي باشد پيش گيري کنند.

دچار مشكلات حافظه شده ايد؟ صدف خوراکي بخوريد.

صدف با داشتن روي مورد نياز به بهبود عملكرد مغز کمك مي کند.

سرما خورديد؟ سير بخوريد.

سرو کله گرفته را با سير تميز کنيد. (يادتان باشد که سير سطح کلسترول را نيز کاهش مي دهد)

سرفه مي کنيد؟ فلفل قرمز !!!

مشابه ماده اي که در شربت سرفه بكار مي رود در فلفل قرمز وجود دارد. البته فلفل قرمز را با احتياط مصرف کنيد شايد معده شما را تحريك کند.

سرطان سينه؟ گندم، سبوس و کلم مصرف کنيد..

اين مواد استروژن را در سطوح سالم نگه مي دارند.

سرطان ريه؟ سبزي های  سبز تيره و نارنجي رنگ  مصرف کنيد.

 بتا اکروتن نوعي ويتامين َآ پادزهر مفيدي است که در سبزي های تيره و نارنجي رنگ يافت ميشود.

زخم معده بروز کرده؟ کلم بخوريد.

کلم شامل ترکيباتي است که به درمان زخم معده و دوازدهه کمك مي کند

اسهال؟ سيب ميل کنيد.

سيب را با پوست رنده کنيد. بگذاريد تا قهوه اي شويد و براي درمان اين وضعيت ميل کنيد. ( موز نيز براي اين بيماري خوب است) .

از شريان هاي رسوب گرفته رنج مي بريد؟ آووکادو بخوريد.

چربي غير اشباع شده موجود در آوکادو کلسترول را پايين مي آورد.

فشار خونتان بالاست؟ کرفس و روغن زيتون ميل کنيد.

روغن زيتون فشار خون را پايين مي آورد.

کرفس نيز شامل ماده اي است که فشار خون را پايين مي آورد.

ناهماهنگي قند خون داريد؟ بروکلي و بادام زميني ميل کنيد.

کروم موجود در بروکلي و بادام زميني انسولين و قند خون را تنظيم مي کند.

کیوی:

ریز و مقوی. منبع بسیار خوب پتاسیم، منیزیم ، ویتامین E و فیبر. ویتامین C موجود در آن دو برابر پرتقال است.

سیب:

یک سیب در روز پزشک را دور نگه می دارد؟ با اینکه سیب ویتامین C کمتری دارد ولی دارای آنتی اکسیدان ها و فلاونویدهایی می باشد که با تشدید فعالیت ویتامین C به کاهش خطر سرطان روده بزرگ، حمله قلبی و سکته مغزی کمک میکند.

توت فرنگی:

ميوه محافظ. توت فرنگي بالاترين قدرت آنتي اکسيدان را در ميان ميوه اي اصلي دارد که بدن را در برابر سرطان، راديكال هاي آزاد رسوب شده درون رگ هاي خوني محافظت مي کند. در واقع هر ميوه اي از خانواده توت براي شما خوب و مفيد است. شامل ميزان بالاي انتي اکسيدان هستند و ما را جوان نگه مي دارند ... آبي بهترين نوع است و کليه راديكال هاي آزاد را که به بدن هجوم مي آورند از بين مي برد.

پرتقال :

شيرين ترين دارو. خوردن 2 الي 4 پرتقال در روز کمك به پيش گيري از سرماخوردگي و کلسترول پايين مي کند و سنگ هاي کليه را از بين مي برد و خطر سرطان روده بزرگ را کاهش مي دهد.

هندوانه:

هندوانه شامل مواد طبيعي (منابع طبيعي) بهترين تسكين دهنده عطش. شامل 92 % آب و حجم بسيار زيادي از گلوتاتيون مي باشد که سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند. همچنين منبع اصلي ليكوپن - اکسيدان ضد سرطان است.   ساير مواد غذايي يافت شده در هندوانه شامل  پتاسيم و   ويتامين C مي باشد که کمك به حفظ سلامت پوست مي کند و همچنين پوست ما را در برابر اشعه هاي خطرناك SPF محافظت مي نمايد ).

گواوا:

 گواوا و پاپايا: بالاترين سطح ويتامينC از نظر فيبر نيز غني است که به جلوگيري از يبوست کمك مي کند.

گوجه فرنگی:

ترفند پيش گيرانه بسيار خوبي براي آقايان است و بيماري هاي پروستات را از آنها دور نگه مي دارد.

 

پ.ن.1: برام ایمیل اومده بود

پ.ن.2: اگه مثل من نمیدونین گواوا چیه روش کلیک کنید عکسش رو ببینید

پ.ن.3: هنوز وقت دفاع معلوم نبید

 

    جمعه نهم اسفند 1387 13:56

سالروز رحلت پيامبر مهرباني و شهادت امام صبر و شكيبايي تسليت باد

از دانشكده ميام بيرون، جلوي انجمن اسلامي يه عده دختر چادري و مذهبي جمع شدند، با خودم فكر ميكنم كه باز اين انجمن چه دسته گلي به آب داده كه جو رو متشنج كرده ، ميرم سمت سلف و غذام رو مي گيرم و بعد مسجد

موقع وضو گرفتن  يه برگه توجه ام رو جلب ميكنه با اين متن

انالله و انا اليه راجعون

آنان كه (هم خود) كافر شدند و (هم) ديگران را از راه خدا بازداشتند به كيفر فسادي كه مي كردند، عذابي بر عذابشان بيفزاييم. سوره نحل آيه ۸۸

در سوگ هجرت آفتاب، آفتاب انكار شد.

در حالي به شوگ نبي اكرم اسلام مي نشينيم كه برخي وحي را انكار مي كنند. اين بار در شب ۲۷ صفر به سوگ نشستيم، در تاريخ يكشنبه ۴/۱۲/۸۷ شاعت ۱۸:۳۰ جلسه اي از سوي انجمن اسلامي؟ دانشجويان در تالار ۸ برگزار شد. مجتهد شبستري در اين جلسه عصمت پيامبر و ائمه را زير سوال برد و اين بابي است از توصيف آفتاب:

۱- نظرتان در مورد عصمت پيامبر (ص) چيست؟

پيامبر وظيفه شان فقط دعوت مردم به سمت خدا بوده و در همين وظيفه خود عصمت داشته اند و هيچگاه از اين وظيفه غافل نشده اند. اما از نظر انجام گناهان با توجه به روايات معتبر و سخنانشان نمي توان عصمت برايشان در نظر گرفت. چنانكه در قرآن در مورد برخي پيامبران آمده كه به خاطر فلان گناهشان عذاب شدند يا استغفار كردند (حضرت يونس) يا خود پيامبر روايت دارند كه " تاريكي ها و اوهام و خيالات مرا فرا مي گيرند و من براي زدودن آنها در هر روز ۷۰ بار استغفار مي كنم " يا اگر امام علي (ع) كه معصوم بودند چرا در دعاي كميل مي گويند " كم من قبيح سترته" كه اين نشان مي دهد در خلوات خود دچار گناهان بسياري شده اند . يا از خدا مي خواهند كه " خدايا مرا بهتر از آنچه مردم تصور مي كنند قرار ده" يعني اينكه بعضي آنها را نور مي دانند تصوري مبالغه آميز است. يا اينكه در توصيف پيامبر و ائمه (ع) امده كه شبانه مناجات هاي طولاني و نمازهاي بسيار داشته اند مويد آن است كه در خود نقض و نيازي احساس مي كردند و در پي رفع آن به نماز و مناجان مي ايستادند و گرنه چگونه ممكن است كسي نقض و گناهي نداشته باشد از شدت طالب بودن و مشتاق بودن به خود بپيچد. البته حالت ديگري را مي توان فرض كرد كه اين عبادات، دروغين و براي متمايل كردن افكار عمومي به خود بوده است. نقض پيامبران و قرآن و اسلام جنبه هاي ديگري هم دارد. مثلاًاينكه بر خي ميخواهند به زور بكويند در قرآن از فيزيك و شيمي و علوم جديد چيزي آمده، قبول ندارم و تا كنون كه به طور مستند چنين چيزي نديده ام و اين كه بگوييم پيامبر فقط در راستاي وظيفه اس كه دعوت به سمت خدا بوده علم داشته، چيزي بدي نيست. ما فقط مي گوييم اگر علم به شيمي و فيزيك داشته پس چرا اثر و كتابي در اين راستا از خود به جا نگذاشته است. حال ان كه انسانها از روي آثارسان شناخته مي شوند. منشا اين اشكال هم اين است كه عده اي يك سري خصوصيات براي پيامبران تعريف مي كنند مثل علم جامع و عصمت و... و بعد اگر كسي چند نشانه پيامبري را داشت ، سپس مي گويند همه اين خصوصيات را بايد داشته باشد، در صورتي كه خصوصيات پيامبر بايد از اعمال او گرفته شود.

۲- آيا جز به تاريخ حقيقت ديگري هم وجود دارد؟

تاريخ دو بخش است، حوادث تاريخي و علم تاريخ. من حقيقت جدايي از آنچه وجود دارد و مي بينم و يا حتي آن كه به اسم متافيزيك مورد قبول برخي از افراد هست، من هيچ دليل فلسفي براي وجود آن ندارم. حتي دين كه مي گويند از نزد خدا امده چيزي نيست به جز شيوه سلوك انسان ها در راه معنويت واز خود انسان شروع مي شوهد و نقش خدا در دين فقط در حد ارشاد براي بهتر سير كردن اين مسير است همان گونه كه در علم و هنر و فلسفه معلماني هستند. 

 

پ.ن.۱ قرار نبود آپ بشه ولي شد ديگه

پ.ن.۲ نميدونم چي بگم خودتون قضاوت كنيد

پ.ن.۳ استاد راهنماي گرام امروز يعني دوشنبه فرمودند كه تا ۱۴ اسفند بيشتر نيستند و من اينجوري  دعا كنيد تا اخر هفته ديگه بهم وقت دفاع بدند وگرنه مي مونه بعد عيد

 

 

    دوشنبه پنجم اسفند 1387 23:54
Designed By Mohammad Amin Khadivar Pablished By TEMPFA ™