آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد
رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد
صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه
آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟
هر چه با مقصود خود نزدیک تر می شد، نشد
هر چه از هر چیز و نا چیز دوری کرد، شد
هر چه روزی آرمان پنداشت، حرمان شد همه
هر چه می پنداشت درمان است، عین درد شد
درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود
پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد؟
سر یه زیر و ساکت و بی دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواش پرت شد
بر زمین افتاد چون اشکی ز چشم آسمان
ناگهان این اتفاق افتاد، زوجی فرد شد
کودک دل شیطنت کرده است یک دم از ازل
تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد
قیصر امین پور
نامش به فرمان خدا شبر يا حسن گذاشته شد
روز بعد، پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود تا قوچى بياورند و قربانى كرد.
چون قربانى را نزد آن حضرت آوردند، وى خود آمد تا بدين مناسبت دعايى بخواند.
پس فرمود: "بسم اللَّه الرحمن الرحيم.
خدايا! استخوان آن در مقابل استخوان حسن وگوشت آن در مقابل گوشت او و خون آن در برابر خون او و موى آن دربرابر موى او.
خدايا! اين را نگاهبان محمّد و آل او قرار بده".
سپس دستور داد گوشت قربانى را ميان تنگدستان و مستمندان تقسيم كنندتا اين كار پس از وى در ميان مردم سنّت گردد.
وخانواده هاى توانگر درهر مناسبتى گوسفندى قربانى كنند تا بدين وسيله ثروت در ميان مردم توزيع شود و تنها در ميان توانگران واغنيا نباشد.(۱)
و از همان زمان او کريم اهل بيت شد

سلام
طاعات و عبادات مقبول درگاه حق انشالله ![]()
![]()
اداره رفاه دانشگاه بعد از مدتها دست و دلباز شده ، قراره افطاري پنچ شنبه همه خوابگاهي ها مهمون دانشگاه باشيم ديگه چي مي خواند بدند خدا داند
فقط اميدوارم بعدش بيمارستاني نشيم ![]()
![]()
التماس دعا![]()
![]()
پ.ن.۱. برگرفته از سايت تبيان