تبليغاتX
تکاپوی شفیره ای

خدايا خسته ام و وامانده ام، ديگر رمقي ندارم،صبر و حوصله ام پايان يافته، زندگي در نظرم سخت و ملالت بار است؛

مي خواهم از همه فرار کنم،مي خواهم به کنج عزلت بگريزم،آه دلم گرفته،در زير بار فشار خرد شده ام .

خدايا يه سوي تو مي آيم و از تو کمک مي خواهم، جز تو دادرسي و پناهگاهي ندارم.بگذار فقط تو بداني،فقط تو از ضمير من آگاه باشي.اشک ديدگان خود را به تو تسليم ميکنم.

خدايا کمکم کن،ماه هاست که کمتر به سوي تو آمده ام؛بيشتر اوقات صرف ديگران شده .

خدايا عفوم کن.از علم و دانش،کار و کوشش،از دنيا و مافيها،از همه دوستان،از معلم و مدرسه،از زمين و آسمان خسته و سير شده ام.

خدايا خوش دارم مدتي در گوشه خلوتي فقط با تو بگذرانم .فقط اشک بريزم،فقط ناله کنم و فشارها و عقده هاي دروني ام را خالي کنم.

اي غم اي دوست قديمي من؛سلام برتو،بيا که دلم به خاطرت مي تپد.

اي خداي بزرگ معني زندگي را نمي فهم.چيزهايي که براي ديگران لذت بخش است،مرا خسته مي کند. اصلا دلم از همه چي سير شده است.حتي از خوشي و لذت متنفرم.

خدايا به تو پناه مي آورم

خدايا به سوي تو مي آيم

خدايا بدبختم

خدايا مي سوزم

خدايا قلبم در حال ترکيدن است

خدايا رنج مي برم

خدايا جهان به نظرم تيره و تار شده است

خدايا بيچاره شده ام

خدايا عشق حتي عشق محبوب ترين کسانم مکدر شده است

خدايا بدبختم

خدايا آسمان آمال و آرزوهايم تيره و کدر شده است .به تو پناه مي برم و دست ياري به سوي تو دراز مي کنم ،تو کمکم کن، تو تسکينم ده، نجاتم ده؛ تسکينم بخش، به قلب درد مندم آرامش ده، جز تو کسي را ندارم  و راستي جز تو کسي ندارم. نمي توانم به هيچ کس اطمينان کنم ، نمي توانم به اميد هيچ کس زنده بمانم ؛ دلم از همه گرفته . ازهمه ناراحتم.از دنيا رنج مي برم

خسته ام، کوفته ام،پژمرده و دلم مرده ام.با آنکه همه مرا خوشبخت مي دانند . با اين که بايد شاد و خندان باشم. ولي چقدر افسرده و محزونم.حزن و انده قلبم را مي فشرد.حتي نمي توانم گريه کنم.آه بکشم.نزديک است خفه شوم.

خدايا به تو پناه مي برم. تو نجاتم ده .تنها و تنها تويي که در اين شرايط ميتواني کمکم کني، من به سوي تو مي آيم .من به کمک تو محتاجم و هيچ کس جز تو قادر نيست گره مرا بگشايد.

زماني وقتي اين مطالب شهيد چمران را مي خوندم، فکر ميکردم ديگه به کجا رسيدند که چنين مطالبي از دل تراوش کرده است ، ولي الان با تمام وجودم ؛ کلمه به کلمه اين سخن ها را درک ميکنم و مي فهمم.

زندگي ديگر برايم شوقي ندارد و به قول امام رضا (ع): "خدايا اگر صلاح من در مرگ است آن را هر چه زودتر برسان "

شايد ماه مبارکي مثل رمضان مرا به حال خود برگرداند و شوق زندگي کردن را دوباره در من جاري و ساري کند، مدتها دلم غم داره ولي ديگه داره به ته خط مي رسه

التماس دعا

دعا کنيد در مواقع سحر و افطار براي شفاي دلم




+ تاریخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت: 10:43توسط:پرین


یا ملک یوم الدین

جونم براتون بگه بعد از یک هفته اعصاب خردی ؛ پاشدیم با یکی از دوستان که اتفاقا چند روز قبلش تو اتوبوس موبایلش رو زده بودند رفتیم سینما که دلمون باز شه ؛ گفتیم یه فیلم خوب بریم که حداقل حرص پولشو نخوریم ، من گفتم بریم پاداش سکوت ؛ چشمتون روز بد نبینه بعد اینکه از سینما اومدیم بیرون هر دو حال گرفته و مات و مبهوت بودیم ؛ عوض که بهتر بشیم بدتر شدیم

حالا بماند که من روز بعدش تو دانشکده اطلاعیه مربوط به فروش بلیط سینما با تخفیف رو خوندم که اینم برای خودش ضد حال دیگه ای بود

استاد راهنمای محترم تشریف بردند سفر و ما هم که دنبال بهانه می گردیم ، سریع دودر می کنیم ، قراره فردا تشریفمان را ببریم خانه

نیمه ی شعبان نزدیک است و من دلم برای جمکران یه ذره شده ؛ میخواستم نیمه شعبان برم قم ولی انگار قسمتمون نیست ، عیبی نداره ، مونده حالا تا دوباره نگاهی به ما بکنند

دیشب آن پنجره چقدر غمگنانه تلاوت می کرد

" الصبح اذا تنفس"

و تو هرگز طلوع نکردی

نیمه شعبانی دیگر آمد و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ، می شود روزی ندای انا المهدی ات را بشنویم

به امید آن روز

التماس دعا از شب زنده داران تولد مولایمان

 




+ تاریخ: شنبه سوم شهریور 1386ساعت: 20:58توسط:پرین