آزادگی حسین.وفاداری عباس و بندگی زین العابدین را برای همگی از خداوند منان آرزو میکنم
امتحان هنوز ادامه دارد...................
اگه کسی تو روز عید دلتونو شکست چیکار میکنین؟؟؟؟؟؟؟
مرا به حال خود ای ابر مهربان بگذار مجال گریه کم و حجم درد بسیار است
ولی من نفرینش نمی کنم همین
اینم یه شعر از بهروز یاسمی که تو وبلاگی دیدم و خوشم اومد
گر چه از فاصله ماه به من دور تری
ولی انگار همين جا و همين دور و بری
ماه می تابد و انگار تويی می خندی
باد می آيد و انگار تويی می گذری
شب و روز تو ـ نگفتی ـ که چه سان می گذرد
می شود روز و شب اينجا که به کندی سپری
*
گر چه آنجا کمی از فصل زمستان باقی ست
و هنوز از يخ و برفاب ولنجک اثری
باز بگذار در و پنجره ها را امشب
باد می آيد و می آورد از من خبری
خبری تازه که نه يک خبر سوخته را
باد می آورد از فاصله دور تری
خبر اينقدر قديمی ست که هر پير زنی
خبر اينقدر بديهی ست که هر کور و کری
می تواند که به ياد آورد و بشنودش
تو که خود فاعل و مفعول و نهاد خبری
***
ببند پنجره ها را که شب هوا سردست
نگو که باد پيام تو را نياوردست
بنا نبود خبر بی گدار گفته شود
خبر نبايد از اين رهگذار گفته شود
خبر تو را - نه تو آن را - به ياد آوردست
به باد می رود آن را که باد آوردست
***
ببند پنجره ها را برو بگير بخواب
نخواستی شب ديگر دوباره دير بخواب
تمام اين همه شب را نخفته ای تا صبح
تمام روزنه ها را ببند و سير بخواب
چگونه نام مرا سر بلند می کردی
شبانه ای هم از اين دست سر به زير بخواب
چقدر چشم به راهی ٫ چقدر بيداری
تو را به پيغمبر - هان - تو را به پير بخواب
***
بخواب پوپک من دست از خيال بکش
برو به بستر و در ذهن خود دو بال بکش
يکی برای من اينجا که زود تر برسم
يکی برای خود آنجا به شکل دال بکش
به روی شانه من کوزه ای بزرگ بذار
به پای چشم خودت چشمه ای زلال بکش
ورق بزن به غزلهای دفتر حافظ
و روح خسته خود را به سمت فال بکش
« ز گريه مردم چشمم نشسته در خونست
ببين که در طلبت حال...» هوم...حال بکش
***
بخواب حوصله ها وقت خواب تنگ ترند
ميان خواب ولی قصه ها قشنگ ترند
ببخشید که بهتر از این نشد به قول شاعر " کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد"
التماس دعا
از همگی دوستان
دعا کنید تا از این امتحانهای الهی سربلند بیرون بیام


