نماز صبح رو تو شهرستان فردوس تو امامزاده محمد و ابراهیم بن موسی خوندیم ، جای باصفایی بود خصوصا این که چایی هم می دادند
ولی ما نخوردیم ![]()
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
همیشه حرم اقا امام رضا ارامشو برام به همراه داشته ، روز های اول معمولا به دعا و زیارت و نماز می گذره ولی از روز سو به بعد دوست دارم بشینم و گنبدو نگاه کنم و حرف بزنم
" هذا مقام لیلا" یه جایی هست جلوی ایوان طلا و گنبد که وقتی می خوام دردل کنم به اونجا پناهنده میشم (به دلایل امنیتی عکسی از ش نمی ذارم
)
هر روز صبح بعد از نماز صبح تو صحن جمهوری بچه های دانشگاه مراسم داشتند ، خداییش هیچ مراسمی به پای دعاهای بچه های صنعتی نمی رسه ![]()
تا حالا سعی نکردم خودمو به ضریح نزدیک کنم هم به دلیل شلوغی و هم یک سری دلایل دیگه، سعی کردم از دور زیارت کنم ، اینجوری خیالم راحت تره
نماز مغرب و عشاهای تو صحن انقلاب و جلوی ایوان طلا حس و حال خودشو داشت
و نماز مغرب و عشای شب آخر و بچه ای که تو صف جلویی ما به سجده رفته
نه اشتباه فکر کردیم خواب بید![]()
![]()
طرز خوابیدنش خیلی برای من جالب بید![]()
و ۵ روز گذشت به همین راحتی و لحظه وداع فرا رسید
بذار دستت بالای سرم باشه نکنه این بار اخرم باشه
زیارت وداع تو صحن قدس صبح روز یکشنبه ساعت ۱۰:۳۰ صبح
و این دوره هم به پایان رسید ، دعاها و زیارات خوانده شد و حوائج درخواست شد به امید اجابت
از طرف همه ی دوستانی که التماس دعا گفته بودند هم نماز زیارت به نیابت از هم خوندم ، امیدوارم خودشون قبول کنند.
حرف آخر
غریب ارباب ،غریب ارباب منو دریاب، منو دریاب
راستی ولادت مادرشون هم تبریک میگم ، و روز مادر رو، مخصوصا به مادر صبور و مهربان خودم
مادر جان روزت مبارک


