نگاه کن ؛ دور و برت را خاک تفتیده ؛آب خشک شده را متبرک شوی . خاک اینجا را توتیای چشم کن ! خاکی که روزی قدمگاه و بوسه گاه برادرانت بوده است .نگاه کن و شرم کن از آنانی که از دنیای خود گذشتند و پر کشیدند.
صدای توپ و تفنگی را نمی شنوی ؟ نه بهتر است صدای یا حسین . یا زهرایشان را بشنوی ، می شنوی یا انقدر گوشهایت از گناه پر شده است که دیگر یارای نفوذ در گوشت را ندارند ؟!!
خوب گوش کن، چه می گویند ؟ زمزمه ها، نیایش ها ، شوخی ها و نوربالا زدنهایشان را می بینی ؟
رفاقت هایشان را ببین، خوب ببین و به خاطر بسپار تا توشه ای برای نارفیق ها داشته باشی.
ببین و چشم ببند بر ظواهر دنیوی.ببین تا چشمانت نورانی و خدایی شود .
جوی عشق را می بینی که چگونه می تازد و می رود ، شور و شوقش را می بینی که برای لقای پروردگارش چه شتابان می رود.فخر فروشی خاک را حس میکنی پس آرام برو و مواظب باش شاید این خاک طاقت گامهای سنگین و گناهکارانه تو را نداشته باشد ، آرام برو تا آرامش آن را بهم نریزی.
آرام برو و زمزمه کن گناهکاری آمده است تا شما را شفیع خود قرار دهد ، آمده است تا شما سلامش را به حسین و امام زمانش برسانید آمده است تا بگوید باز توبه شکسته است باز شرمنده است و توان سر بالا کردن ندارد آمده است تا اشکهای ریخته بر خاک اینجا فردا برایش شهادت دهند و....
دستی بر شانه ات می خورد .لیلا !!! کجایی دختر کلاس دیر شد. به خود می آیی خودت را می بینی که جلوی تابلو اعلانات ایستاده ای و نگاه می کنی
اردوی زیارتی جبهه های جنوب محل ثبت نام : بسیج دانشجویی
و تقویم را باز می کنی یا امتحان داری یا سمینار و باز هم مثل دو سه سال گذشته نمی توانی راهی شوی با خود می گویی باز هم لیاقت نداری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و تو می مانی و بغضی که درگلو گیر کرده است .
با تاخیر ۲۳ روزه عید و به همه عزیزان تبریک میگم
چقدر تنهاست طبیعت خالی من!
اگر ابر باروری بیاید
دریاچه ای برایم کافی است!
تا قایق زندگیم را
پارو بزنم!!
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
نمی دونم دارم تاوان کدامیک از گناهامو پس میدم که اول سال باید اینجوری شروع بشه و سالی هم که نکوست از بهارش پیداست.
روزگار غریبی است نازنین چه راحت به ادم انگ ریاکاری و دروغگویی می زنند چه راحت با دل آدم بازی می کنند .
چنان بغضی تو گلوم گیر کرده که نه نای بارانی شدن داره و نه توان از بین بردنشو دارم . یکی از دوستان می گفت که خدا خیلی دوست داره چرا که
هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند
نمی دونم تا کی این وضع ادامه خواهد داشت ولی میدونم که دیگه توان روحی مقابله با این مشکلاتو ندارم . تنها چیزی که می تونم از خدا بخوام صبره " یا من تحل به عقدالمکاره"
ای که گره کار هر کسی به دست تو باز می شود و تا تو نخواهی قفل هیچ در بسته ای باز نخواهد شد خودت بیشتر از هر روز دیگر یاورم باش تا بتونم از عهده این مسائل به خوبی بر بیام.
برام دعا کنید خیلی دعا کنید چرا که دعای دوست در حق دوست اگر از ته دل باشه خیلی موثر است.