تبليغاتX
آرامش طوفانی
ای زینب‌ ای زبان علی در کام !

با ملت خویش حرف برن !

ای زن!

ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت

زنان ملت ما اینان که نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می افکند به تو محتاجند

بیش از همه وقت

ای زبان علی در کام!

ای رسالت علی بر دوش!

ای که از کربلا می آیی و پیام شهیدان را  در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و

 جلادان همچنان به گوش می رسانی

زینب با ما سخن بگو

مگو بر شما چه گذشت

مگو که در آن صحرای سرخ چه دیدی

مگو که جنایت آنجا تا به کجا رسید

مگو که خداوند آن روز  عزیزترین و پرشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که آفریده

 است یکجا در ساحل فرات و بر روی ریگزارهای تفتیده ی بیابان طف  چگونه به

 نمایش آورد و بر فرشتگان عرضه کرد 

تا بدانند که چرا می بایست بر آدم سجده می کردند ...............!

آری زینب

مگو در آنجا بر شما چه رفت!

مگو که دشمنان چه کردند دوستانتان چه کردند ...........!

.

.

ما همه را شنیده ایم

اما بگو

ای خواهر

بگو که چه کنیم ؟

لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم ؟

دمی به ما گوش کن تا مصائب خویش را با تو بگویم

.

.

.

و تو ای حسین!

با تو چه بگویم

"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل"

و تو ای چراغ راه ای کشتی رهایی

ای خونی که از آن نقطه ی صحرا

جاودان می تپی و می جوشی و در بستر زمان جاری هستی

و بر همه نسل ها  می گذری

و هر زمین حاصل خیزی را سیراب خون می کنی

و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی

و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرمی می نشانی

ای آموزگار بزرگ شهادت

برقی از نور را بر یان شبستان سیاه و نومید ما بیفکن

قطره ای از آن خون را  در بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز!

و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش

ای که "مرگ سرخ" را برگزیده ای

تا عاشقانت را از "مرگ سیاه" برهانی

تا با هر قطره ی خونت ملتی را حیات ببخشی و تاریخی را به تپش آری

و کالبد مرده و فسرده ی عصری را گرم کنی

و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما ملت ما  تاریخ فردای ما کالبد زمان ما

"به تو و خون تو محتاج است"

                                                                         فرازهایی از نیایش دکتر علی شریعتی

    جمعه هجدهم اسفند 1385 23:9
Designed By Mohammad Amin Khadivar Pablished By TEMPFA ™