تبليغاتX
آرامش طوفانی
أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِياتِ ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ،

 أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،

 أَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ،

بوی محرمش میاد       خیمه و پرچمش میاد

فرشته از تو اسمون برای ماتمش میاد

حسین با زینبش میاد

نوشتن از واقعه کربلا سخت ترین کار ممکن است بخصوص برای من

بنابراین ترجیح میدم سکوت کنم

التماس دعا از همه ی دوستان

تاسوعا و عاشورا مارو یادتون نره

    سه شنبه بیست و ششم دی 1385 17:21

روز عرفه می رسد و هر کسی مکانی را برای خود صحرای عرفاتی می سازد ، یکی در صحرای عرفات، یکی در صحن امام حسین ، یکی در صحن امام رضا (پیام مهاجر به یاد ما هم باش)، یکی جمکران و صحن کریمه اهل بیت و..............

عرفه آمدم تا با تو سخن گویم ؛ تویی که اخرین امید رمضان از دست داده هایی ، تویی که اگر خدا ما را در تو نبخشد دیگر ......................

عرفه، خوشا به حال آنانی که تو فردا برایشان شهادت خواهی داد ، شهادت خواهی داد که اینان آمدند ، با عشق آمدند و در صحرای عرفات دور هم جمع شدند و با ذکر علمدار کربلا دنبال مولایشان گشتند .

و خوشا به حال آنانی که سعادت این را دارند که در عرفات مولایشان را ببیند و آن زمان می توانند چشم در چشم مولایشان بدوزند بدون آنکه از اعمال خود شرمنده باشند .

عرفه، تو خود میدانی که عرفات ما مسجد مادرمان است و ما زیر چادر مادرمان دور هم گرد آمده ایم و می خواهیم تک تک اجرهای مسجد فردا به جا ی  تو برایمان شهادت دهند.

عرفه ، با این که گناهکاریم با عشق به حسین امدیم ، چرا که به ما گفته اند که اینجا هم همه کاره حسین است ، عرفه تو به حسین بگو و قسمش بده به شش ماهه و سه ساله اش تا مارا به انها ببخشاید .

عرفه؛ به امام زمانمان بگو ؛ بگو شرمنده ایم اگر غریبانه و ناشناس در صحرا ی عرفات پیش می رود ،

عرفه ، عرفه بگو بگو که شرمنده ایم

اللهم ارنی الطلعت الرشیده

 

    جمعه هشتم دی 1385 14:26
نمیدونم  چرا بعضی چیزها مثل روزها ،ماهها، انسانها مورد لطف خدا هستند .ماه ذی الحجه هم از اون ماههاست اولش که با ازدواج علی و فاطمه شروع میشه و بعد عرفه و عید قربان و............... نماز این ماه بین مغرب و عشا یادمون نره

یاد عرفه پارسال بخیر، امتحان پرنده شناسی داشتیم اونم ساعت چند ۵.۵-۳.۵ ؛(اخه یکی نیست به اینا بگه روز عرفه و امتحان ساعت ۳.۵ واقعا که) من نفهمیدم امتحانو چه جوری دادم ولی بازم نمره ام خوب شد ؛ وسطهای دعا رسیدم . یکی از دوستام گفت : ای شیطون با خدا چه قراری گذاشتی که اینقدر هولی  .برگشتم گفتم ما و قول وقرار ؛ ما کی باشیم که با خدا قول و قرار بذاریم البته خودمونیم با خدا خیلی قول و قرار داشتیم ولی صلاح ندونست و به صلاحمونم نبود.

الان که فکر میکنم و به گذشته نگاه می کنم ، تازه دارم می فهمم که چه کارهایی را نباید انجام میدادم و دادم و خودمم هم موندم چرا اون موقع این کارا رو کردم چیزهایی که می تونستم براحتی تمومشون کنم انقدر برای خودم سخت گرفتم که حالا باید تازه به این فکر بیفتم که چه جوری از روح و جسمم خارجش کنم و باهاش کنار بیام .ولی بازهم خودمو سرزنش نمی کنم چون اون موقع این کارها از نظر خودم بهترین ها بودند.حداقلش این بود که تجربه ای بدست بیارم که اوردم .حداقلش این بود که امتحان خداوند رو تو وحود خودم رسما دیدم و به نظر خودم خوب ازش بیرون اومدم .بگذریم گقتن این حرفا به قول یکی از دوستان کالبد شکافی زخمهایی که هست که التیامشان طول خواهد کشید پس بهتره که نا گفته بمونه و برای همیشه دفن بشه .

 دل ، نمی دونم  خدا با چه گلی معماریشو کرده که جتی شیطان هم نمی تونه واردش بشه ولی بعضی از انسانها بعضی مواقع به راحتی واردش میشند ولی خارج شدنشون سخت ؛ باید به زور بهش بگی که بابا دیگه نمی خوامت مگه زوره برو بیرون

کاش خدا این قدرت به انسان میداد که نذاره هر کسی (نه هر کسی) همینجوری سرشو بندازه پایین تشریف بیاره بالاخونه ،تکیه بده به متکا و بشینه و هر کاری بکنی هم  از جاش هم تکون نخوره هیچ تازه جاپاشم محکم کنه ، ولی باز هم باید یه روز بره نه؟

یه چیز دیگه هم  هست دلو از هر چی دورش میکنی تازه بیشتر دوس داره که به  اون سمت کشیده بشه ولی باز تو همه ی اینا دست خدا دیده میشه به قول مرحوم دولابی: "هروقت گیری با گرهی تو کارت افتاد بدون که کار، کار خدا بوده ،برو بشین یه گوشه باهاش خلوت کن بگو خدایا چیکارم داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟"

اینم بگم انسان خودش نمی فهمه ولی بعضی مواقع سعادت خیلی از چیزها رو از دست میده مثل خودم که خیلی وقت در حسرت یه زیارت عاشورای دلچسب موندم  و خودم همم دلیلشو میدونم که چیه ،

چون راحت اون قرارهایی که شب قدر با خدا و امامم گذاشتم دارم به فراموشی می سپرم ، خیلی قرارا بود خیلی و من یادم نمیاد چی بود اصلا  همون طور که قراری که روز الست با خدا هم بستم یادم نیست

خیلی شلم ، شوربا شد نه ؛ باید ببخشید ؛ نمیتونم روی یه چیز تمرکز کنم ان شالله دفعه های بعد

از همه التماس دعای شدید ، خیلی دلم هوای جمکرانو کرده ، دعا کنید بعد از سه ماه ، اقا بطلبه

به امید روزی که همه با هم بریم کربلا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

    یکشنبه سوم دی 1385 18:36
Designed By Mohammad Amin Khadivar Pablished By TEMPFA ™