تبليغاتX
آرامش طوفانی
خیلی وقته ننوشتم الان هم که دارم نوشته های پیشین رو میخونم یه جورایی حسرت اون روزها رو میخورم. از اون موقع تا حالا روزهای زیادی گذشته و در این مدت نیز اتفاقات زیادی افتاده  که من هنوز هم که هنوز مات و مبهوت موندم.

همه می گویند که بنویس ومن مانده ام که از چه بنویسم ، دیگر نایی برای نوشتن نمانده است

گاهی اوقات فکر میکنم که حتی دیگر خدا نیز تنهایم گذاشته است و دیگر از من نا امید شده که کاری به کارم ندارد .

برگشتن به دورانی که شاید شیرین ترین و در عین حال تلخ ترین دوران زندگیت بوده است شاید مهمترین اتفاق افتاده در این مدت بود ولیلایی که هیچ وقت نمی گذاشت تا حد ممکن چیزی باعث سلب ارامشش شود حال عین مسخ شد ه ها ، گیج و مبهوت مانده که چیکا رکند دیگر حتی نای دردل کردن با خدایی که بهترین دوستش بوده و هست ندارد .دیگر حتی سر سجاده نمی داند با خدایش چه جوری دردل کند

فقط امیدش به دعاهای دوستان و همراهمانی است که در این مدت تنهایش نگذاشته اند

نمی دانم کدامین کلمه می تواند حال مرا به تصویر بکشد ، خودمم را گم کرده ام و تنها دنبال چراغ راهنمایی برای گذشتن از این گمراهی هستم .خدایا از تو میخوام به عزتت و به حرمت همه ی انهایی که عزیزترین اشخاص در بارگاهت هستند و به  میمنت امشب که شادمانه ترین اتفاق هستی هست پیوند علی و فاطمه ،  یاورم باش و تنهایم نگذار که اگر تو تنهایم بگذاری دیگر ......................

راستی تبریک به همه ی دوستان ، به نظر من ولنتاین ما شیعه ها همین روزه ، روز یکی شدن دو دردانه هستی ، امیدوارم که خدا عشقی همچون عشق علی به فاطمه و فاطمه به علی را نصیب همگی مان کند.

التماس دعا از همه ی  دوستان

از پیام مهاجر عزیز که سنگ صبورم بوده

از مریم خانم گل که سنگ صبورتر از او ندیدم

از بحرالعلوم عزیز که امیدوارم عشق به کسی را تجربه کند که لیاقتش را داشته باشد

و از همه ی انهایی که تو این مدت تنهایم نگذاشته اند و یاورم بوده اند

    پنجشنبه سی ام آذر 1385 12:49
Designed By Mohammad Amin Khadivar Pablished By TEMPFA ™